قاصدک و کفشدوزک
شیفتگان پرواز را میلی به خزیدن نیست ! شاید آنان که پرواز را می آموزند زمینی بودن را بر نمی تابند
قالب وبلاگ

سلام

دیروز  رفتیم یه جای خوب ! جای که تابستونای بچگیم اونجا خلاصه میشه !

بچه که بودیم همیشه می رفتم اما تابستونا با  عید نوروز بیشتر ! یادش بخیر  اون روزا ثانیه شماری می کردم تابستون بیاد ! اونجا بابا بزرگم اینا باغ لیمو داشتن می رفتیم از صب تو باغ گل بازی می کردیم با دادشو خواهرام ! بعد می رفتیم شنا ! لیمو پاک می کردیم نمک میزدیم ومی خوردیم ! بعد مامانم و خالم و مامان بزرگم  برامون غذا میاوردن بعد بابا بزرگم می یومد اینقد اذیتش می کردیم ! چقد خالم خوشحال بودیم ! شبا بیرون می خوابیدیم آسمان پر از ستاره ، صب صدای پرندها می یومد ! بوی خوب !

خدایا اون روزا رو می خوام ! چرا تکرا نمیشن !؟؟ چرا همه چیز عوض شد ؟ !چرا بزرگ شدم ؟؟!!

اونجا یه امام زاده است  دیروز مامانم واسه داداشم که مریضه یه نظری گذاشته بود ! با خونه عموهام دایم هایم ،خاله ها، و عمه رفتیم !

قبل از برگشت منو مریم و زهره (خواهرامن ) رفتیم تو باغ بابابزرگم مریم مامان ساغره انگار اون روزا جلو چشامون بود  !لحظه لحظه های اون روزا تکرا شد ! مث دیوونه ها منو خواهرام داشتیم می گفتیم اینجا چیکار می کردیم ! بعدش رفتیم مثلا خونه بابا بزرگم ! واااااااااااای اینجا مامان بزرگم غذا دروس می کرد ! دمپختک یادش بخیر اینجا بازی می کردیم ،اینجا می خندیدم ! 

چن تا از عکسای اونجا رو برات میزارم

سرت را بگردانی

خاطرات چنان زیر گوشت می خواباند

تا جای پنج انگشتش گرمی راهت شود

گذشت ...

راهت را بگیر وبرو ...

با خاطرات در نیفت ،دستش عجیب سنگین است.

(عکس باغای لیمو)

(من سوار این اسب سیاهه شدم)

(این سد مارونه ! زیر این سد دایی های واقعیم دفن شدن،پدرو مادرم زیر این سد ازدواج کردن و...وقتی مامانم میره اینا رو می بینه داغون میشه

این قله روبروی دژ مهتابی جز آثار باستانی بهبهانه )

(اینم پلاژ تفریحی که الان اگه خودمون بخوایم بریم باید مجوز بگیرم زادگاه خانوادگی)

 

یه وب سایت قراره بسازم ! همه چیزو می نویسم !

 

[ ۱۳٩۱/۸/٦ ] [ ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ eli ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بارون دوس دارم ! تنها چیزی که آرومم می کنه بارونه ... کی بارون میاد ...؟؟؟
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب