قاصدک و کفشدوزک
شیفتگان پرواز را میلی به خزیدن نیست ! شاید آنان که پرواز را می آموزند زمینی بودن را بر نمی تابند
قالب وبلاگ

می خروشد دریا.

هیچکس نیست به ساحل پیدا.

لکه ای نیست به دریا تاریک

که شود قایق

اگر آید نزدیک.

 

مانده بر ساحل

قایقی ریخته شب بر سر او،

پیکرش را ز رهی ناروشن

برده در تلخی ادراک فرو.

هیچکس نیست که آید از راه

و به آب افکندش.

و در این وقت که هر کوهة آب

حرف با گوش نهان می زندش،

موجی آشفته فرا می رسد از راه که گوید با ما

قصة یک شب طوفانی را.

 

رفته بود آن شب ماهی گیر

تا بگیرد از آب

آنچه پیوندی داشت.

با خیالی در خواب.

 

صبح آن شب، که به دریا موجی

تن نمی کوفت به موجی دیگر،

چشم ماهی گیران دید

قایقی را به ره آب که داشت

بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر.

پس کشاندند سوی ساحل خواب آلودش

به همان جای که هست

در همین لحظه غمناک بجا

و به نزدیکی او

می خروشد دریا

وز ره دور فرا می رسد آن موج که می گوید باز

از شبی طوفانی

داستانی نه دراز.

[ ۱۳٩٠/٥/۱۱ ] [ ٧:٤٦ ‎ب.ظ ] [ eli ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من بارون دوس دارم ! تنها چیزی که آرومم می کنه بارونه ... کی بارون میاد ...؟؟؟
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب