سید علی صالحی

میان ماندن و نماندن

فاصله تنها یک حرف ساده بود

از قول من

به باران بی امان بگو :

دل اگر دل باشد ،

آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد

 

 

 

 

/ 7 نظر / 53 بازدید
Rain boy

هَـميشه بـآيد کَسـی باشدکـــہ مــَعنی سه نقطه ی انتهای جمله‌ هایت را بفهمد هَـميشه بـآيد کسـی باشد تا بُغض‌هايت را قبل از لرزیدن چانه ات بفهمد بـآيد کسی باشد کـــہ وقتي صدایت لرزید بفهمد کـــہ اگر سکوت کردی، بفهمد... کسی بـآشد کـــہ اگر بهانه‌گيـر شدی بفهمد کسی بـآشد کـــہ اگر سردرد را بهـآنه آوردی برای رفتـن و نبودن بفهمد به توجّهش احتيآج داری بفهمد کـــہ درد داری کـــہ زندگی درد دارد بفهمد کـــہ دلت برای چيزهای کوچکش تنگ شده است بفهمد کـــہ دِلت برای قَدم زدن زيرِ باران... برای بوسیدنش... برای يك آغوشِ گَرم تنگ شده است هميشه بايد کسی باشد هميشه... سلام دوست قدیمی.

داستان های کوچک

چهره ی خندان داشتن دلیل بر حضور نداشتن غم و اندوه نیست بلکه : به معنای توانایی برخورد با آن است

یا بقیه الله

حضرت ختم ولایت, مهدی صاحب زمان آن که زو شد صدر خاور, رشک ایوان جلال از کمال و رحمت و احسان, من درمانده را دستگیری کن که هستم غرقه ی بحر ضلال سر به زانو مانده ام عمری به فکر نعت تو قامت خم گشته ام اینک بدین معنی است دال

narges

دل اگردل باشد.............. آب ازآسیاب علاقه اش نمی افتد...

narges

دل اگردل باشد.............. آب ازآسیاب علاقه اش نمی افتد...

ALONE

دل من دل بود. مجبور شد...