دلتنگ نوشتن

سلام

تو این مدت بارها خواستم بنویسم اما نشد

می خوام بنویسم اما اینجور که معلومه هیشکی حتی نظر نمی ده بهم کمک کنین

مدتها پیش به خواهرم گفتم هر وقت از یاد خدا غافل شدم یادآوریم کنه دیشب می خواستم نماز بخونم خواهرم دستشو اندخت گردنم گفت بد شدی آرزو می کردم همون لحظه می مردم گفتم واسه چی گفت مث قبلا نیستی خدایا من از یادت غافل نیستم اما بد شدم خودم متوجه شدم کمکم کن

دیگه دعاهام نمی گیره خدایا دوست دارم تو تنها کسی هستی که میشه بدون هیچ شک و تردیدی اینو گفت .

/ 0 نظر / 14 بازدید