پروین اعتصامی ( همای مستان )

محستب مستی به ره دیدم و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان می روی

گفت  جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

 گفت می باید تو را تا خانه قاضی برم

گفت رو سالهاست قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت تا داروغه رو گویی در مسجد بخواب

گفت مسجد خوابگاه مردم بد کار نیست

گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت کار شرح کار درهم و دینار نیست

گفت آنقدر مستی گهی از سر بر افتادد کلاه

گفت در سر عقل می باید بی کلاهی عار نیست

گفت باید حد زنند هوشیار مردم مست را

گفت هوشیاری بیار اینجا کسی هوشیار نیست ...

 

می دونین چرا گروه مستان الان امریکان ؟

نمی دونین اونا حقایق رو گفتن واسه همین باید می رفتن ! حیف نیست جوونای ما بخاطر گفتن حقایق برن اونا دروغ نگفتن ...

 

/ 1 نظر / 8 بازدید