سید علی صالحی

گفت و گو در محراب

من پاکم

پرهیزگارم .

من صافم

صبورم

صیبوری ام .

فقط گاهی لبی تر کرده از اشتیاق ترانه !اشتیاق طهورا

که حق من است

حرفی زده به میل حروف

که حق من است

آواز های خوانده به ساز دوست

که حق من است

محراب را چگونه بنویسم

 از ه... به حرف حی ؟

چقد تند میزند دلم

به وقت دروغ

کلمات از ترس لکنت من

 تلفظ اشیاء را

از یاد برده اند

آخر من کجا شاعرم ؟

به زن

می گویم ماه

به ماه می گویم انار

به انار می گویم انار ...!

من دستهایم را در ترنم تشنگی شسته ام

من چشم هایم را

در اسم تو شسته ام

و گاهی بی خواب تو

خیال می کنم شاعرم هنوز .

و شاعرم از حروف زن

و شاعرم از آواز نی

و شاعرم از ابتلای تو

گاهی خیال می کنم رویا های همهی رسولان را

من به ارث برده ام .

حکایت ها دارد این نماز

از قول تو

حکایت ها دارد این نماز از قبول تو

منظورم از تو

اشاره به اسم توست !من کاشف لمس تو

از حیرت ماه و میوه ی مرسوس ام

من پاکم

پرهیزگارم.

من صافم

صبورم صبوری ام.

من سر میروم از پای تو تا عطش

هم تشنه

تا تمامی یکی شدن .

بیا ودرکشم از این هوا

یا فهم من المافی ها

هی موننث صافی ها...

/ 1 نظر / 38 بازدید
دیوونگی

خوشبحالتون عاشق خدایید منم چند روزه از خدا میخوام عشقشو تو دلم بزاره شما هم دعا کنید عاشق خدا شم خیلی دوست دارم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا[گل]